بيانات استاد فتاح و نفي صريح فرقه گرايي
آموزشها و فعاليتهاي استاد فتاح و شاگردان ايشان ربطي به فرقه گرايي ندارد زيرا استاد مكرراً بطور صريح و تاكيدي فرقه بودن آموزشهاي خود را نفي كرده و فرقه بازي و فرقه گرايي را محكوم كرده است.
در يكي از بيانيه هاي دفتر روابط عمومي استاد فتاح صريحاً ذكر شده است كه: «هرگونه عملي كه به نوعي بدعتگذاري در دين يا شكلي از اعمال فرقهاي شمرده شود مورد تأييد استاد نميباشد».
غير از تصريحاتي كه در مكتوبات منسوب به استاد وجود دارد ، ايشان بارها در سخنرانيهاي خود در جمع مردم موضوع فرقه گرايي را محكوم كرده و به صراحت آن را باطل دانسته است. حتي در يكي از بيانيه هاي منتشره بين سالهاي 76 تا 79 مستقيماً به نقل از استاد آمده :
«اساس دين لا اله الا الله است و فرقه گرايي باطل است و در دين خدا راه ندارد.»
«استاد فتاح» صريحاً درباره خود به اين موضوع اشاره داشتهاند كه «من فقط خودم هستم نه كسي ديگر. خودِ خودم هستم و نه هيچ كس... من نه قديسام و نه عارف و روحاني... قطب هيچ فرقهاي».
ايشان در پاسخ به اين سوال كه «آيا شما گرايش به فرقه خاصي داريد؟ به نظر شما کدام فرقه ها به نسبت بقيه صحيح تر و قابل قبول هستند؟» فرموده اند:
«مطابق كلام خداوند، فرقهگرايي و متفرق شدن در دين خدا باطل است. از كسي كه فرقهگرايي را باطل و مردود اعلام ميكند و آنرا به انجام ميرساند همانطور كه رسانده است، چگونه ميتوان انتظار داشت كه به فرقهگرايي آلوده شود؟ حقيقت نيازي به فرقهسازي ندارد...»
«مُنيبينَ اِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ اَقيموُا الصَّلوةَ وَ لاتَكوُنُوا مَنَ المُشْرِكينَ. مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ کَانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَالَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.».
به او بازگرديد، از او بترسيد و نماز بگزاريد و از مشركان نباشيد. از آنان نباشيد كه دين خود را پاره پاره كردند و فرقه فرقه شدند و هر فرقهاي به هر چه داشت دلخوش بود.
با اين اوصاف جاي بسي تعجب است كه چرا علي رغم تاكيدات صريح و شفاف ايشان مبني بر مخالفت با فرقه گرايي ، برخي هنوز بر اتهامات فوق پافشاري مي كنند.؟! در اين راستا ذكر چند نكته لازم به نظر ميرسد:
اول اينكه فرقهاي نبودن فعاليتهاي استاد فتاح و شاگردان ايشان براي هر بيننده بيغرض و حقيقتگرايي كاملا روشن است. نوشتن اين متن تنها تصريح كننده موضعي است كه در اين باره وجود دارد.
دوم اينكه مغرضان و كساني كه قصد تخريب چهره استاد فتاح را كرده اند بي شك سعي خواهند كرد تا كساني را كه آشنايي كمتري با استاد دارند را به هر شكل ممكن فريب دهند ؛ روشن است كه اينكار از مدتي قبل شروع شده و پردههايي از آن بر روي صحنه رفته است. متوني از اين دست تدبيري است نه براي تبليغ شخص خاصي چون استاد فتاح ، بلكه براي ممانعت از گم شدن حقيقت در ميان غوغاي دستگاههاي تبليغاتي مغرضان.
و در آخر اينكه اتهام فرقه سازي به استاد فتاح و شاگردان ايشان تلاشي بر طبق يك روش كهنه تبليغاتي است.
از آنجا كه مخالفان استاد در طي سالها نتوانستند جرمي را متوجه ايشان کنند، اين برچسب را بر او و شاگردانش زده اند تا با پشتيباني تبليغات رسانهاي بخشي از سناريوي تخريب چهره استاد فتاح و شاگردان ايشان را به اجرا در آورند.
سوم اينكه دلايل و مستندات بسياري بيشتري بر رد اتهام دروغين فرقه قابل ارائه است و اين متن، گزيده اي از يك مجموعه كامل تحت عنوان «دلايل رد اتهام دروغين فرقه به « استاد فتاح » و شاگردان ايشان» است. كه در صورت نياز نسخه كاملتري از اين مجموعه را براي روشني اذهان عمومي ارائه خواهيم داد.