سایت انجمن در آدرس
http://modafeaneiliya.blogfa.com/ نیز قابل دسترس است.و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مىدانيد كتمان نكنيد (بقرة -42)
همواره در طول تاريخ تعاليم بزرگان و كلام خدا و كتب مقدس از تيغ تحريف دشمنان و منافقان در امان نبوده است. تا آنجا كه گفته مي شود، تحريف از آخرين حربه هاي شيطان است. چنانچه وقتي دشمنان اسلام نتوانستند، مستقيماً در آيات قرآن دخل و تصرفي داشته باشند، تلاش كردند تا با به كارگيري تكنيك هاي تحريف قرآن و كلام خدا را تخريب كنند. آيه اي از قرآن را برداشتند، آن را بزرگنمايي كردند، و چنين نتيجه گرفتند كه قرآن و اسلام آيين خشونت است... تحريف شكل ماهرانه اي از دروغ است. تحريف با حقايق بازي مي كند. از حقايق سو استفاده مي كند. بخشي از حقيقت را مي گيرد و ساير دروغ ها، برداشت ها، نتيجه گيري هاي عمدي خود را با آن تلفيق مي كند. و براي محق جلوه دادن خود، به اين موضوع استناد مي كند كه عين حقيقت را آورده است. اين روش دشمنان در برخورد با كلام خدا و تعاليم الهي است. به اسم «تحليل، نقد، تفسير» به«تحريف» مي پردازند. همه تحريفگران از فرمول معيني پيروي مي كنند و قصد همه آنها كتمان حقيقت و تحريف كلام خداست. امروزه شاهديم كه عده اي از حقه بازان براي تضعيف حركت هاي خداگرا، به تحريف تعاليم و ديدگاه هاي استاد فتاح (پيمان فتاحي) مي پردازند. ادعاها و تهمت هاي واهي دو وبلاگ به نام هاي «شيادان معنويت» و «نهضت انتظار»، به راحتي قابل تشخيص است و به نظر مي آيد كه پرداختن به تك تك آنها هرز زمان و يك بازي بيهوده است. لذا معرفي و افشاي فرمول ها و روش ها آنها براي خواننده آگاه كفايت مي كند. در ادامه به برخي از تكنيك هاي تحريف و مصاديق آن اشاره مي كنيم.
امروزه در شيوههاي جديد ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است . در زمانهايي كه نتوان فردي را ترور فيزيكي كرد و يا نبايد افراد مورد ترور فيزيكي قرار گيرند ، سعي ميكنند از طريق عوامل تبليغاتي جنگ رواني و با استفاده از وسايل ارتباط جمعي ، شخصيتهاي مطرح و مؤثر را به زير ذرهبين كشيده و از راه هاي بزرگنمايي، ارائه اطلاعات ساختگي و جعلي، مدرك سازي، شهادت هاي دروغ، تحريف حقايق، آنان را ترور شخصيت نمايد . اصطلاحي كه امروز براي تروركردن از طريق وسايل ارتباط جمعي يسيار مورد استفاده قرار مي گيرد ، Terrorovision است كه هدف آن ترور شخصيت هاي مهم از طريق به تصوير كشيدن چهره اي ساختگي و دروغين است. به طوري كه. باعث مي شود شخصيت هاي برجسته و بانفوذ، نزد مخاطبان و طرفداران خود دچار بي منزلتي وتخريب چهره شوند .
هدف از ترور شخصيت چيست؟
هدف اساسي در ترور شخصيت، تسخير افکار عمومي و تغيير نگرش و رفتار مخاطبان است. چنانچه تخريب شخصيت و منزلت فرد و تحريف آراء و افکار وي با موفقيت صورت بگيرد و افکار عمومي تبليغات منفي عليه او را باور کنند، نسبت به وي بي اعتماد شده حتي ممکن است عليه او تحريک شوند.از آن گذشته ديگر به سرنوشت وي اهميت چنداني نميدهند.براي همين ميتوان گفت ترور شخصيت پيش نياز ترور فيزيکي است.
ترور شخصيت، همواره در طول تاريخ به شكل هاي مختلف عليه نخبگان، شخصيت هاي برجسته و محبوب، بزرگان و حتي پيامبران و ائمه نيز وجود داشته است و هيچ يك از آنها از چنين اقداماتي در امان نبوده اند. در تاريخ صدر اسلام، ترور شخصيت پيامبر اكرم (ص) يكي از مهمترين تاكتيك هاي عمليات رواني كفار و مشركان براي جلوگيري از دعوت پيامبر به اسلام بود. آنها با طرح انواع اتهامات گوناگون به ساحت مقدس پيامبر و به تعبير قرآن با استفاده از شيوه هاي استهزاء و تمسخر و با هدف كوچك نشان دادن پيامبر(ص) در جهت ناچيز نماياندن دعوت و پيام او اقدام مي كردند. تا در نتيجه به پايين آوردن ارزش و جايگاه اجتماعي او و سرانجام سست كردن پايههاي دعوت او، بيانجامد. از ويژگيهاي اين روش اين بود كه دعوت و صاحب دعوت هر دو در انظار عمومي كوچك و خوار به حساب آمده و بنابراين تأثير مهمي در رسيدن مشركان به اهداف خود داشت.
در واقع در اين روش آلوده كردن اطلاعات طرف مقابل و تخريب شخصيتي و رواني او صورت ميگيرد. اين تخريب ميتواند علاوه بر تأثير مثبت در روحيه افراد خودي و نيروهاي بيطرف، در جهت ايجاد تزلزل در پيروان طرف مقابل نيز مؤثر واقع شود. يعني نه تنها مشركان از گرويدن افراد به پيامبر جلوگيري ميكردند بلكه قصد داشتند موجب تقويت نيروهاي خودشان و دلسردي، نااميدي و گاه ضعف در ميان ياران پيامبر(ص) شوند.
حضرت علي(ع) آنچنان با موجي از ترور شخصيت مواجه بود که تا سالها بعد از شهادتش بر منابر و در خطبه ها او و فرزندانش را لعن و نفرين ميکردند. حتي به قولي، وقتي خبر شهادتش در حالت سجده پخش شد عده اي گفتند مگر علي نماز هم مي خواند؟!
فرمول ترور شخصيت
عاملان ترور شخصيت، براي تخريب و تضعيف شخصيت هاي پر نفوذ و تاثيرگذار، از فرمولي معين و شناخته شده تبعيت مي كنند. اگرچه درصد استفاده از اين فرمول براي همگان يكسان نيست، اما روال كلي آن به شرح زير است. در فرآيند ترور شخصيت كه در ادامه مي خوانيم، ممكن است، الزاماً همه آن براي همگان استفاده نشود اما هر چه فرد مورد نظر موجه تر و دروغ آنها بزرگتر باشد، ضريب استفاده از اين فرمول افزايش مي يابد و حمله به هدف از زواياي زيادي صورت مي گيرد.
گاهي ممكن است، روند استفاده از اين فرمول به همين ترتيب و در طول هم صورت نگيرد. بلكه در مواردي ديده شده است كه به موازات يكديگر فعال مي شوند.
توضيح ديگر آنكه، پسوند «ساز» كه در ميان اكثر آنها ديده مي شود، به اين دليل است كه عاملان ترور همه چيز را مي سازند در حالي كه در اصل، هيچيك از ادعاها، به شكلي كه آنها مي گويند، واقعيت ندارد و تنها ساخته ذهنيات آنهاست.
(ادامه مطلب - موارد ریز فرمول و... - را با کلیک روی ادامه مطلب رویت کنید..)
• چه كسي مي گويد؟
تحليل گوينده خبر
اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كردهايد پشيمان شويد (حجرات-6)
بسيار مهم است بدانيم گوينده خبر چه کسي است؟ چنانچه فردي فاسق و دروغ گوست بايد بر راستي خبر كاملا تأمل و در موردش تحقيق كرد. زيرا اطميناني به صحت حرف و سخن او نيست. بايد به سابقه و پيشينه آورنده يا گوينده يا نويسنده توجه داشت. همينطور به اعتقادات و باورهاي او.کسي که قبلا دروغ گفته ممکن است بازهم دروغ بگويد.کسي که بسيار دروغ ميگويد خبررسان معتبري نيست.کسي که بطور مشهود عدم صداقت در رفتارش دارد مثلا خيانت در امانت، خلف وعده، تظاهر و ريا، ترور شخصيت، و .... که بر شما محرز شده، نميتواند فرد قابل اطميناني در رساندن خبر باشد.
عالم بي عمل
يكي از مولفه هاي رديابي دروغ و سنجش دروغگو اين است كه او ديگران را به چيزهايي متهم مي كند كه خود به آنها عمل نمي كند. با مشاهده رفتارها و نتايج بدست آمده از روي عملش مي توان آن را تشخيص داد. بسياري از بنگاه هاي دروغپراكني، متشكل از افراد فاقد صلاحيتي هستند كه گفته ها و اعمالشان كاملاً در تناقض هستند.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد (صف – 2 و 3)
(ادامه مطلب - "از کجا می گوید؟"، "چرا می گوید؟"، "چه می گوید؟"، "بر چه اساسی می گوید؟" و "برای که می گوید؟" - را با کلیک روی لینک ادامه مطلب رویت کنید.)
نشانه شناسي خبرهاي اطلاعاتي!
تحليل بافت خبر و جنس قلم
در همه رسانه ها و مطبوعات انواع سرويس هاي خبري از جمله: سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث و ... ديده مي شود. اما ستون پنجمي وجود دارد كه سرويس امنيتي ناميده مي شود. دبير سرويسان آن، بازجويان و ماموران دستگاه هاي اطلاعاتي – امنيتي آن كشور هستند. اما از آنجايي كه اين دبير سرويسان كمي خجالتي هستند و اصلاً اهل خودنمايي و شهرت يافتن نيستند، ترجيح مي دهند از ديده عموم پنهان بمانند! اما با اينكه هيچ و نام و نشاني از آنها برده نمي شود، اما بافت خبر و جنس قلم شان بالاخره بوي كثيف آنها را مي رساند و هرچند كه از نگاه عموم مخفي بماند اما هيچگاه از نگاه كارشناسان و تحليلگران خبره پنهان نمي ماند!
اين اخبار فراتر از اخبار سياسي است و جز دسته اخبار اطلاعاتي – امنيتي به حساب مي آيد. اگر چه در يكي از سرويس سياسي، اجتماعي، فرهنگي، حوادث يا ... درج مي شود اما از سرويس هاي امنيتي تغذيه مي شود. از آنجايي كه راويان اين اخبار متفاوت هستند، به همين دليل جنس خبر و بافت آن نيز تفاوت فاحشي با ساير اخبار سياسي دارد. از عمده ترين و اصلي ترين نشانه هاي خبرهاي اطلاعاتي می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• منابع خبری عمدتا ناشناخته
• انتشار اخبار خاص امنیتی و اطلاعاتی در ستون هاي ويژه (تحت عنوان اخبار ویژه، نيمه پنهان، نسل سوم، جهت اطلاع، ديگه چه خبر؟ و ... )
• اخبار حاوي ادعاهاي عجيب و جلوتر از زمان
• تفاوت با ساير اخبار سياسي (اخباري كه در ساير منابع خبري يافت نمي شود و خودشان اولين منبع خبر هستند)
• نقل خبر با پيشوندهايي چون: «يك مقام آگاه كه نخواست نام اش فاش شود» يا ...
• غير رسمي كردن منبع خبر و درج اخبار تحت عنوان مقالات و نامه هاي وارده از بيرون!
• حمله هاي قلمي زمينه ساز حمله هاي قضائي
• جنجال سازی و ایجاد بحرانهای ساختگی با بزرگنمایی
• قلم دروغ: جعل خبر ، تحریف و دروغ پردازی
• تخریب، ترور شخصیت و پرونده سازی
• شبکه ای عمل کردن
ايليا از نگاه شاگردان و دوستداران
• او را استاد ميگوييم زيرا ؛
- استادانه نقشه زندگي متعالي را در ذهن و قلب مان حك كرده است. زندگي متعالي ، انديشه متعالي است، گفتار و كردار متعالي است. خداگرايي و خدا عاشقي است.
- استادانه پيله شرطي شدگي ها و قضاوتها و بدبيني ها را از هم دريد. او ما را از سرگشتگي بين عرفانهاي شرق و غرب رهانيد و به سوي اصل عرفان ناب، قرآن مجيد و اسلام ناب محمدي برگرداند وچه استادانه چنين كرد. عجبا كه حالا متهم به عكس آن ميشود! وقتي ابن زياد حرام زاده، امام حسين(ع) را دروغگوي دروغ زاده مينامد و يزيد هميشه ملعون را سرور خداگرايان و يا پيامبر اسلام را افسونگر ميخواندند، چه انتظاري است از حفظ حرمت شيعه آن ارواح پاك.
• او را استاد ميگوييم زيرا؛
- استادانه جهل و گمراهي و ريشه آن را و دروغ و پليدي را به ما نشان داد و ما را از آن برحذر كرد. اگر پيش از اين ميدانستيم دروغ كليد گناهان است اكنون ميفهميم چرا دروغ كليد گناهان است. او طعم درست زيستن را به ما چشاند و تشنه آن كرد.
- استادانه استعدادهاي نهفته و خاك گرفته در كنج روح و ذهن مان را شكوفا كرد.
- استادانه نهال عشق الهي را در دلمان آبياري كرد و دلسوزانه و عاشقانه آن را هرس كرد.
• او رادوست داريم؛
- زيرا قلبمان را از معرفت و عشق به خدا به لرزه انداخته است.
- زيرا او توانسته به يادمان بياورد كه معشوق ازلي هميشه چشم انتظار نگاه ما بوده و هست.
- زيرا او نگاه هاي عادت زده ما را از زمين به آسمان فراموش شده بازگرداند و چشم هايمان از نگاه منتظر خداي مان نمناك و باراني شد.
- زيرا او رام و تسليم خداست و آغاز و پايان تعليمش همين است.
• او را خالق فتاح ميگوييم ؛
- زيرا با ديدن او و شنيدن سخنانش ، افقي تازه در زندگي مان گشوده شده است. افقي طربناك و با طراوت از حس زندگي و زنده بودن در متن زندگي فارغ از روز مره گي ها و روزمرگي هاي مرسوم.
- زيرا اسلام ناب محمدي و شيعه جعفري، طريق تفكر و تعقل است و او استادانه به ما تفكر را آموخت تا مسايل مختلفي را كه درگيرشان بوده ايم، هستيم يا ميشويم را با قدرت تفكر و انديشه حل كنيم و قله ها و موانع راهمان را فتح كنيم.
• به او وفاداريم زيرا؛
- او بود كه وفاداري را به فهم ما درآورد. زيرا او تسليم و خدمتگزار خداست. زيرا او معلم و استاد ماست و اندك حق معلم بر شاگردش وفاداري است.
(این مطلب شامل "دعوت به حرکت وبلاگی"، "پاسخ به شبهات و سوالات"، "برچسل منافق و تظاهر به مسلمانی"، "بنیانگذار تفکر متعالی"، "تفکر باطن گرا - تفکر ظاهر گرا"، "درباره تصمیم گیری"، "درباره پرسشگری" و "فرازی کوتاه از دیدگاه ها و نظریه های استاد فتاح" حاوی مطلبی درباره بسم الله الرحمن الرحیم و درسهای دعا و توکل، است. برای رویت کامل روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.)
بسمه تعالي
وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً
و کساني که مردان و زنان مومن را بي آنکه مرتکب [عمل زشتي] شده باشند آزار ميرسانند، قطعا تهمت و گناهي آشکار به گردن گرفته اند. ﴿احزاب - 58 ﴾
دفاع از حرمت مومن دفاع از حقیقتي انكار ناشدني است
قریب چندین ماه است که عده ای خدا نشناس از راه تعدی سعی در تخریب و ترور جایگاه و شخصیت جهانی استاد فتاح نموده اند، معلمی بزرگ که استادانه شیوه درست زیستن را به جمع کثیری از شاگردانش آموخت. معلمي که به شهادت صدها هزار نفر از افراد ديندار گرفته تا افراد بی دین و كساني که به نوعی دچار سردرگمي، ترديد و انحراف از مسير الهي بوده اند، درس خداگرايي و اسلام گرايي را آموزش داد و حالا چگونه شده است که حریم و حرمت چنین بزرگواری ملعبه ی دستان کثیف خدانشناسان مفسد و مبتذلی قرار گرفته است، که دست در دست شیطان، بازیچه ی وسوسه هایي بيمارگونه شده اند و اینچنین دست به ویرانی اعتقادات و به سخره گرفتن عميق ترين بنيانهاي ايماني شيعيان ( به صرف دشمني مغرضانه ) می زنند و استاد و شاگردان ایشان را به روش های گوناگون مورد هجوم تهمت ها و توهین هاي ناروا قرار داده اند. چنانچه شاهديم كه دو وبلاگ با عناوين فريب دهنده «شيادان معنويت» و «نهضت انتظار» با جو سازی های مسموم ، دروغ پراکنی هاي موهوم و رواج شایعات بی پایه و اساس و سایر اعمال خلاف شرع و قانون و انسانيت و با توسل به توطئه ها و حقه هاي كثيف تبليغاتي قصد تخريب و ترور شخصيت این معلم بزرگ و استاد دلسوز را دارند؛ و حال گذشته از همه اين بي حرمتي ها، توجه به بي عدالتي هايي است كه در حق استاد فتاح روا شده است و ماههاست كه ايشان بی هیچ جرمي و بدون اثبات حتی یک مورد از اتهامات وارده زندانی هستند و صدها هزار نفر از شاگردان از برکت حضور ایشان محروم شده اند. این درحالیست که بر خلاف قوانین حقوقی، ايشان بدون وجود هيچ گونه سند و مدرك مستدل تنها با طرح تهمت هايي بي اساس مورد اتهام واقع شدهاند. و حال ما شاگردان و دوستداران ايشان چگونه آرام بنشينيم ؟!
و مگر نه آنكه هرجا حقی ضایع شود و هر کس که حقی را زایل نماید در رویا رویی مستقیم با خداي سبحان قرار گرفته و خداوند خود فرموده است که از حق بندگان خود نخواهد گذشت!
انجمن مدافعان ايليا، انجمن به ثبت رسيده يا سازمان يافته اي نيست بلكه متشكل از جمعي است كه در پي وقايع چند ماه اخير به حمايت از معلم خويش و دفاع از شعور و آگاهي خود به عنوان شاگردان استاد فتاح تصميم به راه اندازي اين وبلاگ گرفته اند.
"ايليا آنگونه كه هست" در واقع پاسخ به شبهاتي است كه نا آگاهانه يا مغرضانه و هدفمند به انديشه ها و گفتار استاد فتاح (پيمان فتاحي) وارد شده است.
و چه ناجوانمردانه حرمت او را شكسته اند و تهمتها و افتراهاي شرم آور به ايشان بسته اند كه نشان از طبعي پست و جفاكار دارد. با اين همه، دريغ از حتي يك خط سند و مدرك براي اين همه تهمت كه اگر داشت چه جاي هرزه گويي و ناسزا. اگر چه اين رويه باطل بيش از آنكه بخواهد به شخصيت استاد خدشه وارد كند، افشاگر هويت گويندگان و نويسندگانش بوده است.
خوانده ايم و شنيده ايم كه رسم روزگار هميشه اين بوده كه كوردلان و كور چشمان ، بزرگان انديشه را به تيغ كين و جهل زخمي و مجروح سازند و جز اين هم از تاريك نشين هاي تاريك خانه ها انتظار نميرود.
استاد فتاح پاسخ كليدي ترين سوالات ما را داد. پاسخ هاي او ذهن مان را آرام، قلبمان ما را عاشق و روح مان را بي قرار آن حقيقت ناب كرد و حالا سخنان خودش دستخوش تحريف شده است. هيهات كه نميگذاريم تا مادامي كه قلم بر دست داريم.زيرا از او ياد گرفته ايم كه شيعه علي مانند علي است.پس تا آخرين لحظه از حق و حقيقت دفاع ميكنيم.
در اين وبلاگ همانگونه كه از اسمش بر ميآيد، قصد مان روشن ساختن حقيقتِ استاد فتاح است. حقيقتي كه به عبث سعي ميشود مخدوش گردد اما اين حقيقت بسي بزرگتر از آن است كه قلمهاي مزدور بتوانند خط تحريف بر آن بكشند.
قابل ذكر است كه انجمن مدافعان ايليا قصد دارد به بيان نظرات و ديدگاه هاي شاگردان و آشنايان با تعاليم استاد فتاح بپردازد. لذا بخش اعظم متون اين وبلاگ را مطالب ارسالي خوانندگان تشكيل مي دهد و لزوماً همه مطالب آن مورد تاييد انجمن نيست.
جمعي ازدوستداران استاد فتاح